تبليغاتX
یه مشت تخمه - خوشا به حالت ای روستایی
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بربخورد

سلام .

حتما انتظار دارید بگم :

سلام من بعد از سالها اومدم .

خوب من هم برای اینکه دماغتان نسوزد این جمله رو میگم :

سلام من بعد از سالها ( مجاز از 2 ماه)  اومدم . ولی جدی جدی بهم برخورد دیگه تنهات نمیزارم وب گلم تازه این 2 ماه هم بی دلیل نبود کامی مریض بود. خوب حالا این مسایل پیش پا افتاده مهم نیست بریم سر اصل مطلب .

یه چیز بگم دلتون بسوزه  :

ما یه خواهری داریم از بخت بد قلمان است . این قل رفته به قول خودش انگشت کبیر پاشو عمل کرده و دیگه قل ( به کسره) نمی خوره  و ما از دستش داریم می قلیم ( به ضمه) . هراحدی هم از 2 قدمی اش رد میشه داد و قالش میره که ای قلمبه داشتی رو پام قل ( به کسره) میخوردی . و با همان انگشت کبیر لقدمان میزند. نه تنها ما بلکه :

سر زنگ عربی :

معلم _ خوب حالا درس بپرسیم . محبی

بچه ها _ کدوم ؟

معلم _ محبی

بچه ها_ کدوم محبی ؟

معلم _محبی چرا نمیای ؟

بچه ها_ خانوم کدوم محبی

معلم _ به والله یه بار دیگه شلوغ کنید ... آهان لادن

لادن لنگان لنگان قل میخورد به طرف تخته .

معلم _ التمرین الرابع

لادن جواب میدهد

معلم_ المرین الثانی

لادن : هان ....چی .....چیز میشه ...آی پام ...آی ی ی  ی ی ی .

بله انجا جا دارد که بگیم : خوشا به حالت ای روستایی

خوب الان باید برم اقتصاد و جغرافی بخونم .

راستی افرادی که از نژاد آذری هستند اگر از متن سر در نیاوردید زیاد به خودشان شک نکنند این از مغزشان نیست ( همه ی اینا شایعه است ) این اززبانشان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 19:56  توسط لاله  |