تبليغاتX
یه مشت تخمه
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بربخورد

سلام حالتون خوبه؟

من حالم خوبه ولی نه خیلی میدونی چرا؟ پس بذار برات بگم چرا:

پیش پای شماکولر رو روشن کردیم اما در حالی که همه منتظر هوای سرد و مطبوعی بودیم  بوی یه جنگل سوخته از توش بلند شد در نتیجه : کولر خاموش میشود تا نکند خانه خرابی چیزی بشویم . در نتیجه : هوا بسیار بسیار گرم است و اعصابمان بسیار بسیار خرد و در نتیجه : همه با هم در حال نزاع هستند .

اما در حال حاضر خواهرم ترشی میخورد با انگور . صداش شبیه گربه نره  شده .

همین الان هم اعلام کرد : خوشمزه نیست زیاد؟؟؟؟؟ ولی نمیدنم چرا با اون یکی خواهرم دارن سر یه خوشه لوسترو میارن پایین . لابد نمیخوان که کام  اون یکی تلخ  بشه. چون خوشمزه نیست زیاد.

خوب اما یه خبر داغ ( با این که هوا خیلی داغه) تیم ملی والیبال نوجوانان ایران در جام جهانی از برزیل قهرمان برد و کاری کرد کارستون . امیدواریم که قهرمان شیم . چون استحقاقشو داریم .

 

خیله خوب کاری ندارین؟ خدای مهربون یار و نگهدارتون .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 18:25  توسط لاله  | 

 

                                   

به نام خدا

سلام !       یه کار خیلی خیلی جالب

                      

 

 

چشماتونو با دستاتون بکشید تا مثه ژاپنی ها بشید . حالا سعی کنید عکس رو بخونید .

جالب بود نه؟ ژاپنی ها از این کار در جنگ جهانی دوم استفاده میکردن!!!

خدای مهربون یار و نگهدارتون

 

                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 21:33  توسط لاله  | 

 هم اکنون که دارم این پست رو میزارم کلی هیجان دارم میدونید دلم میخواد همین الان کلمه ی آخر این پست رو نوشته باشم . باید اعلام کنم که میدونم این چیزهایی که میبینید شاید تو بعضی از وبلاگهای دیگه هم دیده باشید ولی هیچ کدوم به پای وب من نمیرسن . مگه نه؟پس باید بگم که نه نمیگم ولش کنید . عقده که ندارم . پس حالا چی بنویسم ؟

هیچی اومدن من لا اقلش این بود که فهمیدم عقده ای نیستم . تا حالا چه قدر از این جنکهای داخلی داشتین؟

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 18:4  توسط لاله  | 

 

 

به نام خدا

 

دستور دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک بسپارند  تا اجزای

 

بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد

 

قسمتی از وصیت نامه ی کورش کبیر

 

کورش کبیر

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 18:12  توسط لاله  | 

به نام خدای زینب

سلام جیگرا .! خوبین؟

 عراق هم قهرمان شد .

خوب باید بگم که هیچ خبری ندارم . فقط از روز بیکاری تصمیم گرفتم بیام و دو تا عکس براتون بذارم تا شما به درد من گرفتار نشین

زهرا برای تولدت اینو بخرم خوبه؟

لیلا برای تو هم اینو میخرم

بدون شرح

خدای مهربون یار و نگهدارتون

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 19:58  توسط لاله  | 

سلام . بعد از مدت مدیدی اومدم . دلیل تاخیرم هم ضربه ی روحی ای بود که توسط تیم ملی خورده بودم . در اتاق رو قفل کرده بودم و بیرون نمیومدم تا اینکه امروز مطلع شدم که جان جان (دومیه صفت اولیه موصوف) با چلسی برای ۵سال دیگه هم تمدیده . حتما حتما ما قهرمانیم . حالا ببینید. خوب کی دیشب ورزش از نگاه دو رودید؟ خیلی خفن بود . راستی سیستم کره۲-۵-۳بود یا ۱-۳-۲-۴ ؟ 

 . دیگه اینکه فردا هم باید بریم مدرسه . آخجون از پوستم دارم میزنم بیرون . وای راستی امتحان عربی هم داریم. آخ  .چیزی نبود از پوستم زدم بیرون .

دقایقی پیش هم کره سوم آسیا شد .  ولی خداییش حق ژاپن بودا. عیبی نداره . مهم اینه که ما قهرمانیم.  (؟)  راستی روز پدر مبارک باد . نظر بدید که جورابی که برای پدرتان خریدید چه رنگی بوده به زیباترین رنگ جایزه داده میشود .

حرفای بی مزم تموم شد . میدونم که چنین آپی از من بعید بوده ولی چی کار میشه کرد. راستی لیلای بی شعور الان اعتکافه. بسوزی . جزغاله شی . هی خدا ایشالله نوبت ما هم شه . آمین

یا علی ! خدای مهربون و بخشنده یار و نگهدارتون .

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 20:2  توسط لاله  |